یک سال مانده به انتخابات ریاست جمهوری دهم، این بار بسیار زودتر از موعد مقرر تلاشها و پویشها برای یافتن گزینههای مناسب برای ریاست جمهوری دهم ایران، به جریان افتاده است.
اصلاح طلبان در حال تلاش برای برگزیدن یک کاندیدای واحد از طرفی بروی گزینههایی همچون سید محد خاتمی ریاست جمهوری سابق میاندیشند که محبوبیت بالایی بین مردم و اصلاح طلبان دارد و از طرفی بخشهای فوق رادیکال اصلاح طلبی به دنبال گزینههایی چون عبدالله نوری هستند تا چهرهای نوتر و رادیکالتر از اصلاح طلبی را به نمایش بگذارند.
از طیفهای میانه روی اصلاح طلب، آنها که نشان از چپ میبرند به شیخ مهدی کروبی و آنها که به راست متمایلاند به محمدعلی نجفی یا یک گزینه ائتلافی با راستِ میانه میاندیشند و کماکان خیلیها میر محسین موسوی را نیز در اندیشه دارند.
شرح این برسیهای مربوط به اصلاح طلبان در دو مطلب مفصل و جداگانه آورده شده است که میتوانید از لینکهای زیر آنها را مطالعه بفرمایید:
در این مقاله قصد تحلیل و برسی جناح اصولگرای کشور را داریم و رسیدن به جواب این پرسش که "چه گزینههای محتملی در بین اصولگرایان برای جایگزینی محمود احمدینژاد ریاست جمهوری فعلی وجود دارد؟ " و "سناریوهای محتملِ انتخاباتی اصولگرایان چیستند؟"
دکتر محمود احمدی نژاد
مهترین گزینه و دارنده بالاترین شانس تا این لحظه شخص ریاست جمهوری آقای محمود احمدینژاد هستند، با وجود همه انتقاداتی که به سیاستهای مالی دولت نهم وجود دارد و همه چالشهایی که این دولت در عرصه سیاست خارجی و داخلی کشور بوجود آورده است، کماکان رئیس این دولت بالاترین شانس را برای تمدید ریاست جمهوریاش دارا میباشد.
لیکن نشانههایی همانند تقابل با طبقه متوسط از طریق چاق کردن طبقه ضعیف کشور، رشد فزاینده منتقدین رئیس جمهور آن هم در بین محافظهکاران جمهوری اسلامی ایران، جدا شدن پنهانِ خط رهبری از خط ریاست جمهوری، نارضایتی روحانیت از عملکرد دولت، خط بندی راستهای مدرن، سنتی، پادگانی، عملگرا و میانه رو با راستِ رادیکال حامی رئیس جمهور، شکاف ایجاد شده بین مردم و نظام و افزوده شدن بر حجم منتقدین و مخالفین نظام در طول 3 سال گذشته و … همه و همه به ما این را القا میکنند که در لایههای زیرین و پنهانی قدرت کشور تحولات عمیقی در حال آبستن شدن هستند.
اما با همه اینها کماکان رئیس جمهور میتوانند روی حمایت اقشار ضعیف جامعه که در طول 3 سال گذشته مورد لطف فروان دولت قرار گرفتند و در طرح تحول اقتصادی نیز وضعیت بهتری نسبت به دیگر اقشار خواهند داشت، حساب باز کند، ادبیات عوام گرای ریاست جمهوری و پوپولیسم قدرتمند ایشان در زمینههای سیاست، اقتصاد، مذهب و … میتواند مانند انتخابات ریاست جمهوری نهم و شاید بیشتر از آن آرای این طبقه از مردم ایران را به نفع ایشان تمام کند و تا این لحظه رقیبی برای رئیس جمهور در کسب آن آرای مذکور پیدا نشده است الا شیخ مهدی کروبی که هنوز کاندیداتوریاش قطعی نیست.
دکتر محمدباقر قالیباف
راستگرای عملگرا، اصول گرای اصلاح طلب، مردِ میانه روِ اهلِ عمل، طرفدار مدریت کارامد و تفکر سیستمی، شهردار محبوب تهران پس از غلام حسین کرباسچی، محمد باقر قالیباف از جمله اصولگرایانی است که از همان فردای سوم تیر خط خودش را از خط دولت جدا کرد و به فکر تصاحب کرسی که قرار بود به او برسد ولی یک شبه با چرخش یک رای از دستش گریخت، است.
قالیباف را جدیترین رقیب احمدینژاد در جناح اصولگرایان میدانند، او حمایت اغلب راستهای عملگرا و میانه رو را با خود دارد و در شورایهای شهر سوم و مجلس هشتم جناح خودش را از راست سنتی و راستِ رادیکال حامی دولت جدا کرد و در حال حاضر حمایت اصولگرایانِ فراگیر را با خود دارد و در حال برنامهریزی برای انتخابات ریاست جمهوری دهم است.
هرچقدر که عملگرایی، اصلاح طلبی، میانهروی و تفکر سیستمی و مدریتی بلقوه او ویژگیهای بارز او به شمار میآید دو ویژگی مانع از نزدیکی او با راستهای رقیب خودش (راست سنتی و راست ردایکال) و چپهای اصلاح طلب میشود.
اول اینکه او تمایلی به عوام گرایی محبوب حامیان دولت (راستِ رادیکال) و محافظهکاری صرف محبوبِ راست سنتی ندارد و این باعث میشود نه راست سنتی به دنبال ائتلاف با او باشد و نه راست رادیکال دلِ خوشی از او داشته باشد.
دوم هم اینکه اصلاح طلبان از راستهای مدرنشان تا چپ سنتی و رادیکال و مدرن و … همه و همه نوعی بدبینی نسبت به او دارند که این بد بینی ناشی از عملکرد او در مقام فرماندهی نیروی انتظامی کشور در دوران اصلاحات است، که گرچه فرماندهی خوبی بود ولی به نفع اصلاح طلبان نبود و گاها در مقابل اصلاح طلبان نیز بود، برای همین اصلاح طلبان از موتلف شدن با او و قبول کردن وجهههای اصلاح طلبیاش در هراساند.
همچنین مدریت او در شهرداری تهران و به نوعی باج ندادن یا مماشات او با اصلاح طلبان این هراس را بوجود آورده است که اگر بازهم مانند انتخاب شهرداری تهران پشت او بیاستند، سهمی از دولتش نمیبرند و به دلیل خصلتهای ترکیبی اصولگرا – اصلاح طلبش بدیلی برای اصلاح طلبان محسوب میگردد، برای همین در میان اصلاح طلبان کسی به فکر ائتلاف با او و «اصولگرایان فراگیر» حامی او نیست مگر اعتماد ملی.
محمد باقر قالیباف برای تکیه بر صندلی ریاست جمهوری راه سختی در پیش دارد، چه آنکه طبقه ضعیف که طرفداری عامه پسند است و در سفرهای استانی رئیس جمهوری با چهره او آشنا شده اند، به احتمال زیاد متمایل به چهره ناشناخته او در شهرستانها نخواهند شد و راست سنتی نیز تا این لحظه به فکر ائتلاف با او نیافتاده است و آرای محافظهکاران سنتی که بخش قابل توجهی از آرای ثابت اصولگرایان را تشکیل میدهند نیز به سمت او چرخش نکردهاند اما حمایت ضمنی روحانیت قم از او درصورتیکه همراه با ائتلاف راست سنتی شود میتواند شانس او را به شدت بالا ببرد و اگر او بتواند حمایت راستهای مدرن – که از محافظه کاران مدرن شروع میشوند و در میانه به پراگماتیکها و تکنوکراتهای حامی هاشمی رفسنجانی میرسند و در نهایت به نئولیبرالهای تحولخواه منتهی میشوند – یا چپهای میانه اصلاح طلب همچون اعتماد ملی را با خود داشته باشد، بدون شک میتواند رقیبی سر سخت برای ریاست جمهوری فعلی باشد.
دکتر علی لاریجانی
علی لاریجانی، محافظهکارِ سنتیِ محبوب روحانیت، شخص معتمد رهبری، سیاست ورز حرفهای، رئیس شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده هستهای سابق و رئیس مجلس هشتم، از جمله بلقوهترین کاندیدهای اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری دهم و یازدهم خواهد بود.
مش محافظهکارانه او که تا کنونی بر خلاف رقیبش محمود احمدی نژاد با تندروی و پوپولیسم همراه نشده است و او را در تقابل با روحانیت قرار نداده است بلکه محبوب روحانیت سنتی گردانده است، او را در مقابل راستِ رادیکال حامی دولت قرار داده است، او توانسته است وجهه خودش را که به دلیل تقابل با اصلاح طلبان در دروان ریاستش بر صدا و سیما ایجاد شده بود را در طول یک سال اخیر با سیاستهای متفاوتش در بحث انرژی هستهای و روابط خارجی بازسازی کند و اکنون با تکیه زدن بر صندلی ریاست مجلس و کنار زدن رئیس قبلی آن یعنی حداد عادل محبوبیتش دو چندان شده است و از این حیث توانسته است بر خلاف محدباقر قالیباف که تنها در تهران محبوبتش افزون گشته او در شهرستانها نیز محبوب گردد.
او همچنین بر خلاف رقیبش، محد باقر قالیباف، خیلی زیاد تمایل به رهبری روی پرده جریان حامی خودش ندارد و به طور کل سیاستمداری است که با چراغ خاموش حرکت میکند و موقعی که چراغش را روشن میکند همه را غالفلگیر میکند، در حال حاضر او هم دارد با کارت راست سنتی بازی میکند هم با کارت راستِ عملگرا و هم راستِ رادیکال و مدوام بین این کارتها چرخش و بالانس ایجاد میکند، او به تک رویی نیز معروف است و خیلی به مانند قالیباف که به دنبال نمایش کارامدی مدریتی است، دنبال خودنمایی نیست و بسیار آهسته ولی زهر دار حرکت میکند.
لاریجانی به دلیل ریاستش بر مجلس، احتمال کاندیداتوریاش برای ریاست جمهوری دهم پایین و برای ریاست جمهوری یازدهم بالاست و خیلیها معتقدند که او نقدِ ریاست بر یک قوه را بر نسیه ریاست بر قوه دیگر ترجیح خواهد داد و در این انتخابات شرکت نخواهد کرد، اما برخی نیز حضور او را دور از انتظار نمیدانند، چراکه او را سیاستمدار چراغِ خاموش و غیر قابل پیشبینی میدانند که آرام آرام به سمت کرسیهای موفقیت حرکت میکند.
از این حیث محافظهکاران سنتی و شاید اصولگرایان و اصلاح طلبان حامی هاشمی رفسنجانی به دنبال حمایت از او در انتخابات ریاست جمهوری دهم باشند، این احتمال که او با اصلاح طلبان موتلف بشود هم میتواند دور از تخیل باشد و هم قابل تصور، از طرفی اصلاح طلبان با ناشفافی او درسیاست و سابقهاش در تقابل با اصلاحات و هوش بسیارش در بازی با کارتهای مختلف، نمیخواهند کارت جدیدی را در دستش قرار بدهد و از سویی عدهای از اصلاح طلبان معتقدند که بد بهتر از بدتر است و اگر قرار باشد که آنها در انتخابات ریاست جمهوری دهم سهمی نداشته باشند، او را بر احمدینژاد و قالیبافی که میتواند بدیل اصلاح طلبان بشود ترجیح میدهند ولی در هر صورت او پشتش به روحانیت و راست سنتی به خصوص علی اکبر ناطق نوری گرم است و هماهنگی عجیبی با رهبری دارد و اینها شانس تقابل او را با دولت در صورت موتلف شدن با راستهای مدرن و اصلاح طلبان، بالا میبرد و بعید هم نیست که او بتواند رقیب تندرویش را ضربه فنی کند، خیلیها معتقدند که ستاد علی اکبر ناطق نوری در حقیقت ستاد پنهان او برای ریاست جمهوری دهم است، باید کماکان در مورد او منتظر رصد وقایع بود، چراکه پیشبینی کردن رفتار لاریجانی سختتر از هر سیاستمدار دیگری است.
حجت السلام والمسلمین شیخ علی اکبر ناطق نوری
شیخ علی اکبر ناطق نوری در کنار شیخِ مهدوی کنی، ریش سفید اصولگرایان و راستِ سنتی محسوب میشود، او که در انتخابات دوم خرداد عرصه را به رقیب نوگرایش سید محمد خاتمی واگذار کرده بود و با ندادن سهم قدرت به طرفداران هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس پنجم و ریاست جمهوری هفتم عامل تشکیل کارگزاران بود و برانگیختن کارگزاران برای احیاء چپِ تقریبا حذف شده پس از رحلت امام و آبستن کردن دوم خرداد، امروز نزدیکترین شخص به اصلاح طلبان و طرفداران هاشمی رفسنجانی است، او امروز میانهرو ترین محافظهکار سنتی و معتمد رهبری و هاشمی رفسنجانی محسوب میشود و مورد علاقه اغلب اصلاح طلبان از چپ مدرنِ مشارکتی گرفته تا کارگزاران، مجمع روحانیون مبارز و … او را یکی از گزینههای «دولت وحدت ملی» ائتلافی بین اصولگرایان و اصلاح طلبان میدانند و در صورتیکه اصلاح طالبان نتوانند در انتخابات آینده نقشی را بازی کنند و او در این انتخابات حاضر شود، احتمال ائتلاف او با اصلاح طلبان بسیار بالاست و به دلیل حمایت روحانیت و راست سنتی از او، به شدت شانس بالایی برای رقابت با ریاست جمهوری فعلی را دارا میباشد.
منتقدین حضور او تنها بر این وجه که او یک بار در مقابل خاتمی شکست خورده است و بازسازی اش در میان هواخواهان اصلاح طلبان مشکل است تکیه میکنند و همچنین او را که نه عوام گراست و نه محافظهکار مدرن فاقد رای بالای قاطع در جبهه اصولگرایی در برابر محمود احمدینژاد میدانند.
اما فی نفسه اگر اصلاح طلبان + راست میانه + اعتدالیون طرفدار هاشمی رفسنجانی + روحانیت + راست سنتی پشت او بایستند و بتوانند راست عملگرای حامی قالیباف و راستهای غیر متمرکزِ مدرن را نیز متقاعد به حمایت از او بکنند او میتواند در برابر ریاست جمهوری فعلی یک گزینه فوق العاده خطرناک باشد و او را ضربه فنی کند، آن هم با توجه به اینکه مردم دوباره تمایل به ریاست جمهوری روحانی و میانه رو کردهاند و اصلاح طلبان نیز به او برخلاف لاریجانی و قالیباف بدبین نیستند.
برای همین پتانسیل بالای اوست که او در طول چند ماه اخیر مورد هجوم افشاگریهای باند پالیزدار و حامیان دولت قرار گرفته است و اخیرا رئیس جمهور نیز شخصا اورا به صورت خفیف و بدون ذکر نامش در جلسه همایش فرماندهان سپاه، نواخته است، او نیز ازجمله منتقدانی است که حتی قبل از سوم تیر خطش را از احمدینژاد و قالیباف جدا کرده است و برای همین سابقه بالایش در سطح مدریت کلان کشور و وجهه خوبش در بین دوست و دشمن و خط امام و خط رهبری بسیار برای دولت خطرناک محسوب میشود و احتمال بالای پیروزی او در شرایطی که در بالا تو ضیح داده شد وجود دارد ولی باید منتظر ماند و وقایع آینده را رصد کرد، چراکه او ممکن است تمایلی به بازگشت دوباره به قدرت پس از یک دوره سکوت طولانی و در سنین کهنسالی را نداشته باشد.
حجت السلام والمسلمین دکتر حسن روحانی
حسن روحانی، محافظهکاری که در بین اصلاح طلبان محبوب است، سیاستمدار پختهای که با خصلتهای میانهروی، مدرنگرایی و عملگرایی شناخته میشود و دستِ راست هاشمی رفسنجانی است و در کنار دستِ چپ هاشمی رفسنجانی یعنی کارگزاران سازندگی، با حزب اعتدال و توسعه حامیاش جناح اعتدالیون منتصب به هاشمی رفسنجانی را کامل میکند و عضو بر جسته جامعه روحانیت مبارز، قطب روحانیت سیاسی کشور و راستِ سنتی و محافظهکاری سنتی، میباشد.
هم دارای درجاتی از محافظهکاری است که نصب او را به اصولگرایی و راست میرساند و هم دارای خصلتهای میانه روی و اعتدالی است که او را مورد قبول اصلاح طلبان و میانه روها میگرداند، او در طول دوران مدریتش بر شورای عالی امنیت ملی این خصلتها را به نمایش گذاشته است و با حاضر نشدن در انتخابات مجلس هشتم این گمانه را که برای ریاست جمهوری در حال برنامهریزی است را قوی کرده است.
هرگاه نام از اعتدالیون نظام برده میشود اولین چهره پس از هاشمی رفسنجانی اوست و اگر امروز جناح اعتدالیونی در کشور داشتیم، بدون شک او کاندیدای آن جناح میشد، او در کنار این خصلتهای اعتدالی و دستِ راست بودن هاشمی رفسنجانی، معتمد رهبری نیز هست و جایگاه والایی در جامعه روحانیت مبارز دارد و در صورت حضورش در انتخابات ریاست جمهوری میتوان توقع داشت که راست سنتی + حامیان هاشمی رفسنجانی + روحانیت + راست مدرن + به احتمال زیاد اعتماد ملی پشت او بیاستند و او را کاندیدای واحد خود سازند، با این حال او نیز شانسش در برابر رئیس جمهور مردم گرا، برابر با سایر رقبایش است و چون چهرهای شناخته شده در بین شهرستانیها نیست و همچنین اصلاح طلبان رادیکال تمایلی به او ندارند و اصولگرایان عملگرا نیز او را نخواهد خواست چراکه او نیز مانند آنها خصلتهای عملگرایی دارد و میتواند بدیل آنها قرار بگیرد، احتمال رای آوری اش خیلی بالا تر از دیگر رقبایش نیست.
تنها انتقادی که به او وجود دارد، متکبر بودن و قدرت طلبی ذاتیاش است و این خیلیها را که به دنبال کاندیدایی که بشود از او سوار کاری گرفت (مانند رئیس جمهور سابق) هستند را نومید میکند ولی عمده طرفداران اعتدالگرایی و توسعه طلبی بخصوص عملگرایان، میانهروها و راستهای مدرن کشور او را کاندیدای مطلوبی برای ریاست جمهوری میدانند، زیرا او میتواند یک دولت معتدل مانند هاشمی رفسنجانی، را رهبری کند و چون یک رهبر ذاتی است، بر خلاف سید محد خاتمی میتواند اصلاحات را با اقتدار رهبری کند و در عین حال با نظام نیز تامل کند، اما کماکان نه اصولگرایان و نه اصلاح طلبان دنبال طرح او نیستند ولی در صورت پا گرفتن طرح «دولتِ وحدت ملی» او در کنار علی اکبر ولایتی، ناطق نوری، لاریجانی و حسن حبیبی از جمله گزینههای محتمل است و بعید هم نیست که او دست بالا را به دلیل حمایت هاشمی و روحانیت، بگیرد.
در مورد او نیز باید منتظر ماند تا مشخص شود که وضعیت جناح اصلاح طلب و اصولگرا چه خواهد شد و اینکه آیا اصلاح طلبان رادیکال و اصولگرایان عملگرای حامی قالیباف میتوانند با او متحد شوند یا خیر، چون در صورت عدم اتحاد او با یکی این 2 دسته، شانس او در رقابت با احمدی نژاد نزول میکند.
دکتر علی اکبر ولایتی
علی اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه دوران جنگ و سازندگی، دیپلمات برجستهی ایرانی که از جمله معتمدین رهبری است و اگر رهبری در دوران ریاست جمهوریاش میتوانست استقلال رایش را نشان دهد او را به جای میرحسین موسوی بر کرسی نخست وزیری مینشاند ولی به دلیل حامیت امام از میر حسین نتوانست چنین کند، از جمله کاندیدهای بلقوه ریاست جمهوری دهم است.
جناح راستِ کشور عمری بروی او سرمایهگذاری کرد تا جایگزینی مناسب برای ریاست جمهوری باشد ولی او بیشتر میانه رو شد تا محافظهکارِ تندرو، او را هم اصولگرایان محترم میدارند و هم اصلاح طلبان، به دلیل اینکه هیچ گاه در تقابل با اصلاح طلبان قرار نگرفت و به خاطر سکوت طولانی مدتش و حضورش در عرصههای غیر سیاسی مانند علم پزشکی، ادبیات و … چهرهای محبوب بین اصلاح طلبان و اهل علم و دانش، فرهنگ و هنر، و دیپلماسی و سیاست است.
او اگر چه میخواست کاندیدای دوم خرداد شود اما به احترام شیخ علی اکبر ناطق نوری از این تصمیم منصرف شد و همچنین در انتخابات ریاست جمهوری نهم نیز به احترام شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی کناره گرفت.
او معتمد رهبری است و هر هنگام که رهبری بخواهد در سیاست خارجی پیامی به جامعه جهانی بدهد اولین گزینه انتقال پیام کسی نیست جز علی اکبر ولایتی، سفر او برای دیدار مستقیم با پوتین از جمله این موارد است و مقاله ایشان در سه روزنامه اروپایی از جمله لیبراسیون در هفتههای اخیر - که سر و صدای بسیاری بپا کرد - نیز از جمله نشانههای مواضع متفاوت رهبری در مقابل سیاست خارجی احمدینژاد محسوب میشود.
او کمتر حرف میزند و خیلی زیاد اعتدالگرایی از خود نشان میدهد، در حال حاضر جز راستِ رادیکال همه نیروهای سیاسی او را محبوب میدانند و برای همین احتمال کاندیداتوری او بسیار بالاست.
در صورت نهایی شدن طرحِ «دولت وحدتِ ملی» ائتلافی بین اصلاح طلبان و اصولگرایان، او محتملترین کاندیدا برای این طرح خواهد بود، چون بر خلاف لاریجانی و قالیباف که مورد ضن اصلاح طلباناند و ناطق نوری کهنسال او میتواند به دلیل همین وجهه مثبتش بین راست سنتی، راست میانه رو، طرفداران هاشمی رفسنجانی، طرفداران کروبی و مابقی اصلاح طلبان یک ائتلاف تاریخی برای «وحدتِ ملی» را رقم بزند، کابینه او نیز به احتمال زیاد ترکیبی از اصلاح طلبان و اصولگرایان معتدل خواهد بود و میتواند با نظام نیز تامل سازندهای داشته باشد.
علی اکبر ولایتی اگر که بتواند چنان ائتلاف تاریخی را در پشت خودش داشته باشد، بدون شک رقیبی سهمگین برای دولتِ محمود احمدینژاد خواهد بود، شاید برای همین است که نام او نیز در طول چند ماه اخیر در لیست تخریبیها قرار گرفته و حتی بدون نام بردن صریح اسمِ او، رئیس قوه مجریه در جلسه همایش فرماندهان سپاه احمقی خطابش کرد که فکر میکند میتواند بین دولت و رهبری در سیاست خارجی شکاف ایحاد کند، درصورتیکه دولت و رهبری هم راستا هستند و رئیس جمهور و رهبری شبها بر این حماقتهای میخنند!
این موضع گیری تند رئیس جمهور بر ضد این چهره محترم میانه رو، نشان از هراس راستِ رادیکال از آمدن ولایتی و ائتلافی تاریخی بر پشت او دارد، بدون شک راستِ رادیکال تمایل دارد که در کنار قالیباف و کاندیدایی اصلاح طلب رقابت کند تا در برابر تنها یک گزینهِ واحد میانه اصلاح طلبان و اصولگرایان، چرا که تعدد رقبا و شکاف میان اصلاح طلبان و اصولگرایان به نفع کاندیدای راستِ رادیکال است و باعث پخش آرای میشود ولی ائتلاف ملی بین راست و چپ و اجماع بروی کاندیدای ائتلافی مانند ولایتی در برابر احمدینژاد ممکن است کار را بسیار سخت بکند.
ولایتی هنوز اظهار نظری در مورد حضور یا عدم حضورش در رقابتها نکرده است اما پیش بینی برخی مبنی بر این است که کارگزاران و راست میانه کشور به دنبال ائتلافی برای آوردن او هستند، متنها معادلات داخلی اصلاح طلبان و اصولگرایان هنوز این را مشخص نکرده است که نهایت موضوع چه خواهد شد.
دکتر حداد عادل
حداد عادل، فرهنگی خرقه سیاست پوشیده، رئیس مجلس هفتم و ناکام مجلس هشتم، پدر زنِ پسرِ رهبری و اصولگرای سنتی است که خیلی ها او را نیز کاندیدای بلقوه ریاست جمهوری دهم می دانند.
حداد دردروان ریاستش بر مجلس هفتم مماشات زیادی با دولت کرد اما در انتها با دولت وارد چالش شد و سرانجام توسط علی لاریجانی ناک اوت گردید، به دلیل اینکه او در شرایط فعلی در پایینترین سطح محبوبیت در بین مردم و اصولگرایان است و ضربه شدید ناکامیاش در مجلس هشتم هنوز سایه سنگینی که بر بالای سرش سایه افکنده است را نگاه داشته، خیلی ها شانس او را پایینتر از دیگر رقبای درون جناحی احمدینژاد میدانند و به نظر هم میرسد که با این وضعیت فعلی این احتمال درست باشد.
حداد تنها در صورت بازسازی اعتباری خود میتواند دوباره گزینهای مهم برای ریاست جمهوری بشود و هرچند که برخی اصولگرایان ازجمله جمعیت ایثارگران به دنبال آوردن او برای ریاست جمهوری دهم هستند، اما به گمان نگارنده این احتمال حتی اگر قوت هم بگیرد به دلیل نا محبوب بودن حداد بین خودِ اصولگرایان و تمامی اصلاح طلبان، موجبِ تعدد کاندیدا در میان اصولگرایان خواهد شد و چون اقبال عمومی نسبت به حداد نیز در پایینترین سطح است، احتمال اینکه او بتواند رقیب جدی برای دیگر کاندیدهای ریاست جمهوری دهم حساب شود پایین است.
باید منتظر ماند و دید که آیا حداد به فکر بازسازی خودش خواهد بود و یا اینکه به جای ریاست جمهوری دهم به یازدهم و مابعد خواهد اندیشید یا خیر.
دکتر عزت الله ضرغامی
عزت الله ضرغامی رئیس میانهروی صدا و سیما، تا یک سال پیش از جمله کاندیدهای بلقوه اصولگرایان برای ریاست جمهوری دهم محسوب میشد اما در روندی نزولی احتمال کاندیداتوریاش منتفی گردید، شاید انتقادات شدید حامیان دولت از مدریت او در صدا و سیما و نارضایتی روحانیت و محافظهکاران سنتی از عملکرد او، فعلا گزینه بلقوهای محسوب نگردد.
چرا که در سه ضلعی کنونی اصولگرایان فعلا جایی ندارد و انتقادات از عملکرد او از خودِ اصولگرایان شروع میشود و به اصلاح طلبان ختم میگردد، شاید ضرغامی برای ریاست جمهوری یازدهم و مابعد گزینه بلقوهای محسوب گردد و تا آن موقع بتواند بازسازی مناسبی را انجام دهد، اما در شرایط فعلی اگر کاندیدا شود، عامل تعدد کاندیدا در جناح اصولگرایان خواهد شد و شانس پایینی برای رای آوری در کنار رقبای دیگرش خواهد داشت.
آیت الله هاشمی شاهرودی
مجتهدِ عراقیِ ایرانی الاصل، رئیس معتدل قوه قضائیه، میانه روی مورد اعتماد رهبری، هاشمی رفسنجانی و روحانیت قم، محافظهکاری که مش اصلاح طلبانه نیز دارد و راست گرایی سنتی، از جمله کاندیدهای بلقوه ریاست جمهوری دهم و مابعد آن است.
در حال حاضر هیچ سر و صدایی از حضور او در انتخابات به گوش نمیرسد و با توجه به عدم علاقه او به باقی ماندن در قدرت این احتمال پایینتر نیز است، لیکن در صورتیکه ماموریت او برای ریاست قوه قضائیه امسال به پایان برسد، میتواند گزینهای بلقوه برای ریاست جمهوری محسوب گردد.
هاشمی شاهرودی به دلیل تحصیلات عالیه فقه و درجه اجتهادش تا اندازه مرجعیت اگر که در انتخابات شرکت کند، شاید تنها کاندیدای فقیه عالی رتبه انتخابات محسوب گردد.
به دلیل رابطه بسیار عمیقش با رهبری و هاشمی رفسنجانی، احتمال اینکه اگر کاندیدا گردد و مورد حمایت اصولگرایان و طیف حامی هاشمی رفسنجانی قرار بگیرد و تشکلهای روحانیت سنتی مانند جامعه روحانیت مبارز پشت او قرار بگیرد و به نوعی کاندیدای واحد اصولگرایان گردد بالاست، حتی احتمال پیوستن قالیباف به او نیز بالاست، او هم میانهرو است و هم طرفدار بازار، هم مش اصلاحی دارد، هم محافظهکار، تنها نقاط ضعفش این است که به دلیل مسولیت در مقام حساسی مانند قوه قضائیه که همیشه نامحبوبیتی به همراه دارد، مخالف نیز دارد ولی اکثر دشمنانش نیز او را بر تندروهای قوه قضائیه ترجیح میدهند و محبوبیتش در بین خیلی از اپوزیسیون نظام که با دخالت مستقیم او از حکمهاس سنگین رهیدهاند نیز شاید نقطه قوتش باشد.
نقطه ضعف دیگر هاشمی شاهرودی این است که گرچه ایرانی الاصل است اما بزرگ شده عراق است و رئیس سابق مجلس اعلای شیعیان عراق بوده است و این ممکن است ناسیونالیستهای ایرانی را مکدر کند ولی او کماکان میتواند گزینهای بلقوه هم برای رهبری نظام و هم ریاست جمهوری باشد.
در حال حاضر سیل تخریبهای راستِ رادیکال بر علیه او در شدیدترین حالتِ ممکن قرار دارد و خیلی از فعالین حقوق بشری از رفتن او، از قوه قضائیه و آمدن تندروها به این قوه حساس نگراناند، لیکن این را میتوان پیش بینی کرد که اگر هاشمی شاهرودی پای در کارزار انتخاباتی بگذارد ائتلافی بزرگ پشتِ سرش شکل خواهد گرفت و اکثریت اصولگرایان موتلف او خواهند شد و حتی اصلاح طلبان نیز ممکن است چنین بکنند، در این صورت شانس رای آوردن او بالاست. ولی تا زمانیکه او بر صندلی ریاست قوه قضائیه تکیه کرده و همچنین تمایل دارد به قم برگردد و تدریسش را ادامه بدهد، این احتمال پایین است، باید نظاره گر اوضاع بود.
حجت الاسلام والمسلمین سید حسن موسوی خمینی
نواده ارشد آیت الله خمینی، فرزند یادگار امام، سید حسن خمینی ازجمله بلقوه ترین گزینههای نظام برای ریاست جمهوری و رهبری در آینده است، او که مشی مستقل برای خود برگزیده است، «تنها گزینه فراجناحیِ» در حال حاضرِ نظام جمهوری اسلامی ایران محسوب میگردد.
محبوبیت و خوشنامی خاندانش و خوشفکری، متانت، میانه رویی، مش اصلاح گرا و تحصیلات عالیهاش در فقه و فلسفه اسلامی، از او یک «ابر کاندیدا» میسازد که میتواند با وارد شدن در هر تنوری نان و تنور را باهم بسوزاند.
به دلیل ویژگیهای استثائی خاصی که دارد، در صورت حضور در رقابتهای ریاست جمهوری تنها کاندیدای خواهد بود که حمایت صریح همه اصلاح طلبان را + بخش اعظم اصولگرایان و جامعه روحانیت را پشت سرِ خود خواهد داشت و اگر او کاندیدای ریاست جمهور شود میتوان با دو قطبی شدن انتخابات برنده نهایی آن را حدس زد، او شاید تنها کسی باشد که خاطره رای 20 میلیونی خاتمی را تکرار خواهد کرد و حتی فراتر از آن برود.
منتها فعلا او از آمدن امتناع میورزد و میخواهد کماکان ذخیره نظام برای آینده باقی بماند، اما اگر واردِ عرصه رقابتها گردد، طرح «دولتِ وحدتِ ملی» را به خوبی اجرا خواهد کرد و پس از تجربه چندین دولت با گرایشات مختلف، میتوانیم شاهد تشکیل یک دولت میانهروی توسعه گرا و ملی باشیم و به دلیل جایگاه خاص او در نظام، شاهد یک رهبریِ دولت مقتدارانه از طرف او باشیم که کمتر به اشکالات وسنگ اندازیهای معمول بر بخورد.
هیجانی که سید حسن خمینی جوان میتواند در انتخابات و نظام ایجاد کنند شاید مانند یک داروی دوپینگی برای نظام عمل کند و اختلافات بین جناحی را که بدنه نظام را فرسایش داده است را کمتر کند و فاصلهای را که بین طبقه متوسط و نظام پس از شکست اصلاحات ایجاد شد را پر گرداند.
او میتواند حتی تحریمیها را نیز دوباره باز گرداند و به نظر نگارنده آتش خیزانی که از حضور او ایجاد خواهد شد هر رقیبی را میتواند بسوزاند، شاید هنوز برای تنها گزینه «فراجناحی» نظام زود باشد که وارد عرصه قدرت گردد اما اگر او چنین کند، میتواند پس از چند دوره افراط گرایی چپ و راست آرامشی ملایم را برای مردم و نظام به همراه بیاورد و خاطره پدر بزرگش را زنده کند.
در مورد او نمیتوان گفت که این و آن رقیب جدی هستند چراکه در حال حاضر رقیب جدی برای او وجود ندارد و حتی محمود احمدینژاد هم با تمام امکاناتش نمیتواند در مقابل او رقبات کند ولی بنا به همان دلایلی که در بالا توضیح داده شد، احتمال حضور او در انتخابات ریاست جمهوری این دوره پایین است ولی قدر ترین رقیبها نیز است.
دیگر گزینهها
در کنار همه این گزینههای محتمل بالا، میتوان ازدکتر احمد توکلی و محسن رضایی نیز نام برد ولی در حال حاضر احتمال کاندیداتوری این دو بسیار پایین است و این دو شخصیت اصولگرا به دلیل ائتلاف با قالیباف در شرایط فعلی وارد عرصه انتخابات نخواهند شد، همچنین از راستِ رادیکال نیز افراد دیگر به دلیل حمایت از احمدینژاد نخواهند آمد و از راست سنتی نیز گزینههای دیگری جز گزینههایی چون لاریجانی، ناطق نوری، هاشمی شاهرودی، ولایتی و حسن روحانی برای ریاست جمهوری دهم محتمل نیستند و شاید باید برای مابعد این انتخابات برنامه ریزی کنند.
احتمال اینکه ژنرالهای سپاه بخواهند به عنوان راستِ پادگانی ضلع چهارمی بر این سه ضلع اصولگرایی بیافزایند نیز پایین است ولی قابل نفی هم نیست.
همه چیز به مناسبات آینده بستگی خواهد داشت.
جمع بندی و نتیجه گیری
فعلا این 10 گزینه از جمله محتمل ترین گزینههای برای کاندیداتوری ریاست جمهوری دهم در بین اصولگرایان یا به اصطلاح بهتر محافظهکاران هستند، لیکن اینکه کدامیک از اینها در انتخابات ریاست جمهوری دهم شرکت خواهند کرد و اینکه ساز و کار درونی اصولگرایان چه خواهد بود بستگی دارد به 5 نکته:
اول ساز و کار انتخاباتی اصلاح طلبان: که در صورت به صحنه آمدن رئیس جمهور سابق و یا گزینههایی همچون عبدالله نوری باعث منسجم شدن اصولگرایان خواهد شد.
دوم شرایط اقتصادی و مسئله هستهای کشور ظرف یک سال آینده: که میزان انتقادات و ضرورت برای تعویض کاندیدا را معین خواهد کرد.
سوم حمایت رهبری: که مشخص خواهد کرد که آیا نیاز به گزینههای دیگر وجود دارد یا خیر.
چهارم اجماع درونی و تقسیم قدرت داخلی جناح راستِ کشور: که تعدد کاندیدها یا اجماع بروی یک کاندیدای واحد را مشخص خواهد کرد.
پنجم شرایط بین المللی و داخلی کشور: که اگر وخیمتر گردد احتمال تعویض یا اجماع بروی کاندیدهای خاصی را بالا میبرد.
ولی روی هم رفته اصولگرایان از شانس بیشتری نسبت به اصلاح طلبان برای تصاحب دوباره قدرت برخوردارند اما ساز کار ورودی شان به انتخاب میتواند با تعویض هر سناریویی تغیر کند، سناریوهای زیر تاثیر زیادی بروی اصولگرایان خواهد گذاشت:
سناریوی اول: عدم حضور احمدینژاد در انتخابات آینده
در این صورت اصولگرایان با دو یا چند کاندیدا وارد عرصه رقابتها خواهند شد و درگیری زیادی بین دوضلع باقی مانده یعنی جبهه متحد اصولگرایی و ائتلاف فراگیر اصولگرایان شکل خواهد گرفت و اگر در طرف اصلاح طلبان نیز تعدد کاندیدا باشد و چهرهای چون سید محمد خاتمی در انتخابات نیایند این احتمال قوی خواهد بود ولی در صورت اجماع اصلاح طلبان بروی یک کاندیدای قدر، اصولگرایان نیز ممکن است اجماع بکنند و آن وقت انتخابات دو قطبی شود، به نظر میرسد که این سناریو فعلا خیلی خوش بینانه باشد.
سناریوی دوم: حضور احمدینژاد + وضعیت وخیم اقتصادی – سیاسی کشور + حضور اصلاح طلبان
در این صورت اصولگرایان برای بازیابی وجهه خود به یک کاندیدای واحد غیر از احمدینژاد و یا دو یا چند کاندیدای دیگر خواهند پرداخت که در صورت اجماع بروی کاندیدای واحد و تعدد کاندیدا در بین اصلاح طلبان و یا حضور اصلاح طلبان ناشناخته در انتخابات شانس اصولگرایان بیشتر از همه خواهد بود. ولی اگر این همراه شود با یک کاندیدای شناخته شده اصلاح طلب مورد اجماع اصلاح طلبان باعث خواهد شد که رقابت سنگینی بین 3 جناح درگیر شکل بگیرد و شانس دولت به دلیل تعدد کاندیدها بالا رود.
سناریوی سوم: حضور احمدینژاد + وضعیت مناسب کشور + حضور یک اصلاح طلب قوی
در این صورت احتمال اینکه اصولگرایان پشت رئیس جمهور فعلی بمانند و بخواهند دوباره از او حمایت بکنند بالاست، چراکه آنها تمایل ندارند، دوباره قدرت را به اصلاح طلبان واگذار کنند.
سناریوی چهارم: حمایت صریح رهبری از احمدینژاد
در این صورت نیز امکان انشقاق اصولگرایان بسیار پایین خواهد بود و انتخابات بین احمدی نژاد و کاندیدای اصلاح طلب برگزار خواهد گردید.
سناریوی پنجم: رو برگرداندن رهبری از احمدینژاد
در این حالت احتمال تعدد کاندیدا یا اجماع بروی یک کاندیدای معتمد رهبری بسیار بالاست.
سناریوی ششم: حضور احمدینژاد + حضور ائتلافی اصولگرایان و اصلاح طلبان
در این حالت شانس احمدینژاد برای تصاحب مجدد دولت بسیار پایین خواهد آمد و گزینههای راستِ میانه برای دولتِ وحدت ملی محتمل تر خواهند بود.
سناریوی هفتم: حضور احمدی نژاد + یک کاندیدای فراجناحی
در این حالت نیز شانس احمدینژاد بسیار پایین خواهد آمد و امکان تعدد کاندیدهای در بین اصولگرایان نیز پایین خواهد رفت و مطمئنا فعلا تنها گزینه فراجناحی کشور کسی نیست جز «سید حسن خمینی»
سناریو های دیگر
احتمال سناریوهایی خلاف این 7 سناریو نیز وجود دارد ولی این 7 سناریو از جمله محتملترین سناریوها برای تعیین و تکلیف وضعیت اصولگرایان خواهند بود.
بدون شک انتخابات ریاست جمهوری دهم ازجمله مهمترین انتخاباتهای تاریخ نظام جمهوری اسلامی ایران است و همین شدت اهمیتش باعث باز شدن بحثهای انتخاباتی خیلی زودتر از موعد گردیده است.
باید منتظر ماند و تحلیل کرد تا دید که چه اتفاقی در این انتخابات رخ خواهد داد و قدرت این بار به کدامین سمت حرکت خواهد کرد، تحلیل نگارنده تا این لحظه این است که اگر شرایط وخیم و خارج از حالت عادی مانند جنگ در کشور ایجاد نگردد، قدرت از راستِ رادیکال به میانه کشور تغییر مسیر خواهد داد، منتها هنوز برای ما مشخص نیست که میانه متمایل به راست است یا چپ.
خیلیها تمایل دارند میانه رو به راست و دولت، دولتِ وحدت ملی باشد، اما خیلیهای دیگر نیز استدلالهای دیگری دارند.
باید تا روز موعود صبر کرد.
ان شاء الله موفق باشید / مهدی مصطفایی
لینک مرتبط: 8 نشانه افول احمدی نژاد و راستِ رادیکالِ کشور